رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن
| تقدیم به یک دوست ... رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن |
ترک من خراب شب گرد مبتلا کن |
| ماییم و موج سودا شب تا به روز تنها | خواهی بیا ببخشا خواهی برو جفا کن |
| از من گریز تا تو هم در بلا نیفتی | بگزین ره سلامت ترک ره بلا کن |
| ماییم و آب دیده در کنج غم خزیده | بر آب دیده ما صد جای آسیا کن |
| خیره کشی است ما را دارد دلی چو خارا | بکشد کسش نگوید تدبیر خونبها کن |
| بر شاه خوبرویان واجب وفا نباشد | ای زردروی عاشق تو صبر کن وفا کن |
| دردی است غیر مردن آن را دوا نباشد | پس من چگونه گویم کاین درد را دوا کن |
| در خواب دوش پیری در کوی عشق دیدم | با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن |
| گر اژدهاست بر ره عشقی است چون زمرد | از برق این زمرد هی دفع اژدها کن |
| بس کن که بیخودم من ور تو هنرفزایی | تاریخ بوعلی گو تنبیه بوالعلا کن |
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر ۱۳۹۲ ساعت 17:47 توسط مجید هاشمی
|
وبلاگ ریاضی به کوشش دبیر ریاضی شهرستان قروه - مجید هاشمی . امیدوارم از تمامی قسمت های وبلاگ دیدن کنید . لطفا نظر یادتون نره ...