واقعا عنوان ندارد
خبري به گوشم رسيد ، سخت و جانكاه و بار نكردني ، (( خانواده بهرامي تصادف كردن خبر داري ؟؟؟ همه شون به رحمت خدا رفتن )) سقف آسمان ريخت و من زير آوار آن ماندم . براي يك معلم سخت است كه پر پر شدن دانش آموزش را ببيند . كسي كه يكسال را با او نفس كشيده و زيسته . حميد رضاي عزيز دانش اموز خوبم هنوز نگاه معصومانه ات و خنده هاي زيبا و كودكانه ات در ذهنم جاريست . . . باورم نمي شود كه ديگر نيستي اما مطمئن باش لحظه اي فراموشت نخواهم كرد . . . اميدوارم با پدر و مادرت و خواهرت همگي بر سر خوان حضرت حسين و آقايم ابالفضل مهمان باشيد . . .
براي شادي روح مطهرشان فاتحه اي بفرستيد . . .
تقديم به تو . . .
شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد
فریبنده زاد و فریبا بمیرد
شب مرگ تنها نشیند به موجی
رود گوشه ای دور و تنها بمیرد
در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب
که خود در میان غزل ها بمیرد
گروهی برآنند کین مرغ شیدا
کجا عاشقی کرد آنجا بمیرد
شب مرگ از بیم آنجا شتابد
که از مرگ غافل شود تا بمیرد
من این نکته گیرم که باور نکردم
ندیدم که قویی به صحرا بمیرد
چو روزی ز آغوش دریا برآمد
شبی هم در آغوش دریا بمیرد
تو دریای من بودی آغوش وا کن
که می خواهد این قوی زیبا بمیرد
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 11:22 توسط مجید هاشمی
|
وبلاگ ریاضی به کوشش دبیر ریاضی شهرستان قروه - مجید هاشمی . امیدوارم از تمامی قسمت های وبلاگ دیدن کنید . لطفا نظر یادتون نره ...